Sutun

آشنایی با معماری ایران و جهان

سبک های معماری
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٩  کلمات کلیدی:

 سبک خراسانی:

با طلوع اسلام ساخت بناهای مذهبی به خصوص مساجد آغاز گردید. سبک خراسانی اولین سبک معماری اسلامی بوده، چون اولین بناها در خراسان ایجاد شده، لذا به سبک خراسانی معروف است. این سبک در قرون اولین (1 تا 4 هجری) رایج بوده و تحت تأثیر پلان و نقشه مساجد عربی با ساختمانی ایرانی (پارتی) با فضای ساده (فاقد تزئینات) بنا احداث شده‌اند.

ویژگی‌های سبک خراسانی:

   1. پلان مستطیل شکل
   2. فضای شبستانی یا چهل ستونی
   3- (به ادامه مطلب رجوع کنید)

. ساده و بی‌پیرایه (فاقد تزئینات)
   4. مصالح اولیه خشت خام و آجر
   5. فاقد پوشش و تزئینات یا گاهاً پوشش کاهگل
   6. استفاده از تک منار منفک با مقطع دایره‌ای در شمال بنا
   7. قوس‌های بیضی، تخم‌مرغی، ناری

در سبک خراسانی پلان و نقشه مساجد عربی و ساختمان بنا ایرانی است.

بناهای سبک خراسانی:

مسجد جامع فهرج . مسجد تاریخانه‌ی دامغان . مسجد جامع نیریز . مسجد جامع ابرقو . مسجد جامع میید . مسجد جامع اردستان . مسجد جامع اصفهان . ارگ بم در کرمان . رباط ماهی یا چاهه در سرخس . پل – سد امیر در شیراز . مسجد جامع اردبیل


* سبک رازی:

تغییرات اسلوب معماری روندی تدریجی و آرام دارد، آغاز تغییرات در اسلوب خراسانی و نزدیک شدن آن به سبک رازی از دوره‌ی آل زیار و سامانیان صورت پذیرفته است. سبک رازی دومین سبک معماری پس از اسلام در ایران می‌باشد. که اوج آن در دوره‌ی سلجوقی بوده است.چون اولین بناها در شهر ری (راز) احداث گردیده، به سبک رازی معروف است. از مهمترین تغییرات این سبک حذف فضای شبستانی و ستون‌های آن و احداث ایوان، گنبد با پلان چهار ایوانی می‌باشد.

اصلی‌ترین متنوع‌ترین سبک معماری ایرانی، سبک رازی است.

سبک رازی تحت تأثیر سبک پارسی و پارتی قرار دارد.

روند تغییر مساجد شبستانی به ایوانی:


 
آشنایی با معماری سنتی ایران
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٩  کلمات کلیدی:

http://www.markazitourist.ir/DesktopModules/Contents/assets/2.jpg

(رمان گیرشمن ) باستان شناس فرانسوی ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد (۷۰۰۰ سال پیش ) را زمانی می داند ، که انسان پیش از تاریخ ساکن ایران ، از ارتفاعات پائین می آید و در دشت ساکن می شود.

(گیرشمن ) قدیمی ترین محل سکونت بشری را که در دشت شناخته شده ، سیلک کاشان می داند.

(گیرشمن ) زیباترین و یکی از قدیمی ترین آثار بازمانده از انسان ۷۰۰۰ سال پیش فلات ایران را پیکره ی کوچک انسانی می داند ، که از استخوان و به صورت دسته ی چاقو ساخته شده است. این مجسمه ی کوچک ، شخصی را نشان می دهد که شب کلاهی بر سر و لنگ یا کمر بندی بر کمر دارد.

تمدن عیلام در آغاز هزاره سوم پیش از میلاد (حدود ۴۹۰۰ سال پیش ) در غرب ایران و به مرکزیت منطقه ی خوزستان و شهر شوش ، شکل گرفت .عیلامی ها مدت ۲۲ قرن بر ایران حکومت کردند. این دولت در سال ۶۴۵ پیش از میلاد به دست آشور بانی پال فرمانروای جنگجوی آشور منقرض شد.


 
چند و چونی در تاریخ معماری بوشهر
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠  کلمات کلیدی:

نام کتاب: شکوه ابوشهر
نویسنده: سام رسایی کشوک
ناشر: انتشارات شروع
در راستای نهضت فراگیر هویت یابی و خودشناسی مردم استان بوشهر که از مدت ها پیش شروع شده و هم چنان در حال گسترش و تعمیق است، هر از چند گاهی شاهد چاپ و انتشار کتاب و یا رساله ای در خور توجه و ارزشمند در زمینه ی بازنمایی و بازگویی گوشه هایی از بوده های امروز و داشته های فراموش شده ی دیروز این سرزمین کهنسال در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصاد، فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و غیره می باشیم. بی شک، کوشندگانِ در این وادی، و سالکان این طریق مبارک، در زمره ی آن فرهیختگان اندیشمندی قرار دارند که می دانند: «پیش روی ملتی که از تاریخ و هویت قومی و اجتماعی خویش بی خبر است، آینده ای تیره و تاریک نهفته است». و آگاهی بر این واقعیت انکارناپذیر، حسی قوی از یک تعهد انسانی و اخلاقی و ملی را در آنان برانگیخته است تا با انتقال دانش خود به دیگران، یاری رسان انسان های پیرامون خویش باشند، انسان هایی که سزاوار فردای روشن و آینده ای تابناک و درخشانند.
اخیراً و در چهارچوب این رسالت بزرگ فرهنگی، شاهد ظهور و درخشش اثر آموزنده و ارزنده دیگری شده ایم از یکی دیگر از فرزندان این آب و خاک که نسبت به زادگاه و مردم خویش، احساسی لبریز از تعهد و مسؤولیت دارد. اثر جدید که با هیأت کتاب و در قالب نوشتار عرضه شده است، مباحثی نو و گفته هایی تازه درباره ی خانه و کاشانه ی پیشینیان ما دارد و حرف و حدیث هایی در باب چند و چونی آن ها. در این کتاب که نام زیبنده ی ”شکوه ابوشهر“ را برگزیده است، ما ضمن آشنایی مختصری با چگونگی شکل گیری و بنای اولیه ی شهر بوشهر و آگاهی یافتن از جغرافیای تاریخی آن، به طرز شگفت انگیزی به جزئیات معماری و مهندسی

خارق العاده ی بناها و خانه هایی پی می بریم که سال هاست ما را در خود ایمن داشته، ولی تاکنون هیچ اعتنا و توجهی به آن ها نداشته ایم.
نویسنده که جوان با استعداد و ژرف نگری از یک نسل دورگه ـ مادر بوشهری و پدر خراسانی ـ است، زیرکانه و با تبحر روان شناختانه ای، منِ بوشهری را به تفکر پیرامون زیستگاه نیاکان و نحوه ی اندیشه و پندارهای زیست محیطی پدرانم وادار نموده و حسِ غریبی از یک غرور و خودیافتگی بومی را در من زنده می سازد.
کتاب شامل پنج فصل و 147 صفحه است: فصل اول، در معرفی شهر بوشهر است که در آن به ذکر موقعیت جغرافیایی، ساختار قومی و

جمعیتی، فرهنگی، تاریخچه و چگونگی شکل گیری بوشهر قدیم می پردازد. در فصل دوم، ما را با ویژگی های بافت قدیم بوشهر و عوامل اقلیمی مؤثر در بنای آن آشنا می کند. فصل سوم، شرح جامعی است از «معماری در بافت قدیم بوشهر» و عناصر و عواملی که در ساخت آن ها مؤثر بوده اند. چهارمین فصل کتاب، اختصاص دارد به «ارتباط معماری و شهرسازی بافت قدیم بوشهر با معماری و شهرسازی نقاط دیگر دنیا». و بالاخره فصل پنجم که می توان آن را ماحصل فصول پیشین دانست، به چگونگی «استفاده از اصول حاکم بر معماری و شهرسازی بافت قدیم بوشهر در ساختمان های امروزی» می پردازد.
از ویژگی های منحصر به فرد این کتاب که آن را از آثار مشابه خود متمایز ساخته و به آن برتری می دهد، پرداختن به جنبه های کمی و کیفی اجزاء متشکله بناها و ساختار عمومی شهر بوشهر ـ به ویژه بافت قدیم آن ـ است. و جالب این که این شرح و بسط ها، همراه است با تصاویر اکثراً رنگی و بسیار زیبا و خیال انگیزی از بناها و مصالح و ابزار به کار رفته در آن ها.
به هر حال، گفتنی ها پیرامون این کتاب زیاد است، به خصوص برای کسانی که هم پیگیر و علاقه مند به تاریخ و جغرافیای این شهرند، هم آن هایی که دستی در معماری و شهرسازی دارند و محتاج کسب دانش بیشتری در این زمینه. خلاصه این که ”شکوه ابوشهر“ کتابی است خواندنی و جذاب برای همگان و هر اهل مطالعه ای. نقد و بررسی کامل آن را وامی گذارم به فرصت های دیگر و عرض خسته نباشید و دست مریزادی دارم خدمت نویسنده ی جوان و پژوهش گر توانا آقای مهندس سام رسایی، با آرزوی موفقیت های بیشتری برایش. جا دارد که عرض تبریکی هم داشته باشم خدمت دوست بزرگوارم جناب مهندس رضا رسایی عزیز که توانسته است در بوستان خانواده ی خویش، پرورش دهنده ی چنین گل های معطری باشد.

گرفته شده از هفته نامه نصیر بوشهر


 
معماری اسلامی ترکیه
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠  کلمات کلیدی:
 

معماری اسلامی ترکیه

کشوری است به پایتختی آنکارا که 90درصد آن در قاره آسیا و10در صد آن یا همان استانبول در قاره اروپا قرار دارد .این کشور از شرق با ایران ،از شمال به در یای سیاه واز جنوب به مدیترانه وسوریه هم مرز است. دین 99در صد مردم ترکیه اسلام وعمدتا سنی هستند. بااین حال ...
  • مساجد عثمانی(ترکیه)
مساجد ترکیه به ویژه مساجد جامع دورة عثمانی در استانبول و ادرنه محققأ در زمرة زیباترین آثار معماری اسلامی و حتی معماری جهان قرار دارند.در این مساجد ،بر خلاف مساجد کلاسیک وایرانی،توانسته اند حجم درونی بزرگی به ویژه در جهت ارتفاع به وجود آورند.در این حجم بزرگ و ژرف ستونهایی که...
با آنکه این مسجد و مساجد سلجوقی قبل ازآنها،در ترکیه واقع است وبه دستور امرای ترک بنا شده اما نمی توان گفت که با یک معماری ترکی رو به رو هستیم ویژگیهای زیبا شناختی هنرهایی که در زمان خود گشترش یافته اند را نمی توان به سلسله سلاطین  یا به اقوام قالب نسبت داد و در همة ...
مسجد شاهزاده : این نخستین اثر استادانه سینان است,مسجد شاهزاده ظاهری کار آمد تر یابه اصطلاح جمع وجورتر دارد با اتاقی گنبددار وحیاطی که تقریبا متناسب با یکدیگر ساخته شده اند درون شبستان گنبد بزرگ مرکزی به چند نیم گنبد در هر چهار طرف راه بیدا می کند با ...

مسجد سلیمانیه


در مسجدی دیگر که سینان برای شاه سلیمان در سلیمانیه وبرروی تپة استانبول ساخته به نقشة ایا صوفیه توجه کرده است گرچه کاشی کاریهای لعابی ومنارههای ظریف وبلند آن به شیوة سنتی بنا های اسلامی است.
حیاط آن به وضوح از شبستان کوچکتر است .مجموع بنااز خارج به هرمی طبقه ای شکل  می ماند . با وحدتی منسجم که آگاهانه با حجم های کره ای آرایش یافته وبه ...

مسجد سلیمیه


اما آخرین مسجدی که سینان در زمان سلطان سلیم دوم در ادرنه ساخته وبه نام سلیمیه معروف است ازدیگر شاهکارهای اوست ،سینان در اینجا دونیم گنبد شمالی وجنوبی را حذف ...

مسجد سلطان احمد


"مسجد سلطان احمد مسجدی است که در شهر استانبول واقع شده است. این شهر که در زمان امپراطوری عثمانی طی سالهای 1435 تا 1923 پایتخت این کشور بوده است هم اکنون بزرگترین شهر ترکیه است. این مسجد یکی از زیباترین شاهکارهای معماری اسلامی است. این مسجد به علت وجود ...

تاریخچه مسجد سلطان احمد


این مسجد طی سالهای 1609 تا 1619 به دستور سلطان احمد اول بنا شد و به همین دلیل پس از مرگ وی مسجد را مسجد سلطان احمد نامیدند. وی در همین مسجد دفن شده است. این مسجد در قدیمی ترین بخش استانبول واقع شده که این منطقه در قبل از سالهای 1435 مرکز قسطنطنیه، پایتخت ...

ایاصوفیه


بزرگ ‌ترین‌ کلیسای‌ مسیحیت‌ شرق‌ در دوران‌ امپراتوری‌ بیزانس‌، یکى‌ از معروف‌ترین‌ مسجدهای‌ جهان‌ اسلام‌ پس‌ از فتح‌ استانبول‌، و از 1934م‌/1313ش‌ به‌ بعد موزة آثار اسلامى‌ و بیزانسى‌...

پیشینة تاریخى ایا صوفیه


نخستین‌ بنای‌ ایاصوفیه‌ را به‌ امپراتور کنستانتین‌ اول‌  نسبت‌ مى‌دهند ولى‌ در آثار مورخان‌ نزدیک‌ به‌ عصر این‌ امپراتور، به‌ چنین‌ موضوعى‌ اشاره‌ نشده‌ است‌ و بررسیهای‌ اخیر نشان‌ مى‌دهد که...‌
پس‌ از فتح‌ استانبول‌، ترکها با تغییر اندکى‌ نام‌ این‌ کلیسا را ایاصوفیه‌ خواندند  در 20 ژوئن‌ 404 آشوب‌ بزرگى‌ در قسطنطنیه‌ پدید آمد و بخشى‌ از ایاصوفیه‌ در حریق‌ سوخت‌. تعمیر و بازسازی‌ آن‌ در اکتبر 415 پایان‌ یافت‌. ونیز در حریق‌ دیگری‌ که‌ در شب‌ 13 ژانویة 532 پدید آمد، بنا به‌ کلى‌ سوخت. حدود 6 هفته...‌
این‌ بنا مجموعاً 107 ستون‌ و 9 در دارد؛ بزرگ‌ترین‌ آنها درِ وسطى‌ است‌ با چارچوب‌ برنزی‌ و قاب‌ مرمر که‌ مخصوص‌ ورود امپراتور بود . بنا کلاً از آجر ساخته‌ شده‌، و با مرمر پوشانده‌ شده‌ است. امپراتوران‌ بیزانس‌ در این‌ کلیسا مراسم‌ تاج‌گذاری‌ برپا مى‌کرده‌اند و به‌ ...
نخستین‌ منارة مسجد ایاصوفیه‌ نیز که‌ یک‌ منارة چوبى‌ بود، به‌ دستور سلطان‌ محمد در قسمت‌ جنوبى‌ نیم‌ گنبد غربى‌ برپا شد. همچنین‌ تنها بنایى‌ که‌ از طرف‌ این‌ پادشاه‌ ضمیمة ایاصوفیه‌ گردید، ساختمان‌ یک‌ مدرسه‌ بود که‌ در سمت‌ شمال‌ آن‌ احداث‌ شد. در زمان‌ سلطان‌ بایزید دوم...‌
  • مدارس عثمانی
مدارس عثمانی به طور حتم هینگامی که در مقابل بازده قرون ما قبل مورد ارزیابی قرار گیرد تا حدی بی روح به نظر می رسد و انباشته از تجربه ها ، نقاط شروع اشتباه و تداخل غیر منقطره گونه های متفاوت نیا را موجب می گردد . ولی آنچه که مدرسه های عثمانی در « قابل پیش بینی نبودن » از دست می دهند در مقابل ...
رابطه نزدیک تری بین مسجد و مدرسه در این دوره ، نتایج دور از دسترس بیشتری را به دست می دهد . در این میان نیاز کمتری به تامین تسهیلات گسترده برای نیایش وجود داشت به این ترتیب مسجد یا شبستان نسبت کوچکتری از سطح زیر بنا را اشغال می کند . تغییرات در طرح مسجد به سرعت در طرح مدرسه منعکس می گردد مثلا به هنگام ایجاد رواق میانی هر یک از قسمتهای میان حیاط ...
  • مقبره عثمانی
مقبره های عثمانی بر خلاف مقبره های سلجوقی بام مخروطی شکل نداشتند بلکه دارای بام های گنبدی شکل بودند . این بام ها گاهی اوقات به صورت رگه های قوسی وجود داشتند اما آنها نیز اغلب دارای پلانی هشت ضلعی و گاهی حتی شش ضلعی بودند . در میان این مقبره ها شاهکاری برجسته به نام مقبره سبز وجود دارد که تقریبا بین سالهای 816 و 827 ه.ق / 1425 و 1413 م . در شهر بورس ...
  • توپقاپو سرای استانبول
این بنا آخرین کاخ بزرگی است که در این فصل مورد بررسی قرار می گیرد . این مطلب که توپقاپو سرای در استانبول که زمان آن بین سال های بین قرون میانی و اوایل دوران جدید باز می گردد . باید ...

 
شعر زیبای باران از شاعر برجسته و توانا راحیل یار
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٠  کلمات کلیدی:

شعر زیبای باران از سروده های شاعر برجسته و توانا راحیل یار تقدیم به تمامی جوانان بوشهری و ایرانی که این وب سایت را مشاهده میکنند امیدوارم شما هم از خواندن این شعر زیبا کمال لذت را برده باشید  .

شـعـرِ بـاران

عشق را با آب چشم و شیره ی جان می نویسم
زیر باران می نشینم زیر باران می نویـسم

مصلحـت درعـاشقی را از دل دریا بجویم
جلوه ی معـصومیت را ازغـزالان می نویسم

لای اوراق گلی با رنگ اشک ارغـوانی
ناله را آهـسته با پرکارمژگان می نویـسم

نامه را با آب انگوری طهارت می دهـم من
نسخه ی مشکل کشای دردِ هجران می نویسم

حتم دارم عاقبت یک روز با تو می نشینم
روز را تا شـب برایت شعـر باران می نویسم

خوشه ی گـندم می آرم پیش رویت می گذارم
روبرویت می نشینم با تـو پیمان می نویسم

درسـماع ِعاشـقـی غـرق تلاوت با نگاهـت
با تـو پیونـد عـمیقِ رشـته ی جان می نویسم

لحظه ای کوتاه دستت را به دستم می گـذارم
ازخطوط دست هایت شعـر ایمان می نویسم

نیست پروایم به دل از طعنه بی جای مردم
آنچه دردیدار بینم پیش یاران می نویسم

عـطرآغـوشـت نبویم چاره ی وصلت نجویم
شعرِ چشمان ِتورا تا سطرِ پایان می نویسم

عاشقی عـیـبی ندارد، صرف بهرخاطـرتـو
جای نامت را دو نقطه یا بهاران می نویسم

از مجموعه ی شعر « از تلخیِ ترانه »

 ((  کتاب اشعار  این نویسنده را میتوانید ازکتاب فروشی  شهر کتاب بوشهر تهیه نمائید )) 


 
معماری بوشهر؛ سمفونی رنگ، باد و نور
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩  کلمات کلیدی:

    کنکاش در رازها و عناصر معماری بوشهر، ما را وادار می کند که به گسست ناپذیری انسان، طبیعت و عرفان اعتقاد ورزیم. مردم و معماران بوشهر، از زمان های دور با رویکردهایی سنجیده به طبیعت احترام گذاشته و آن را مورد مداقه قرار داده اند و خردمندانه با طبیعت زیسته اند. خلق عناصر معماری بوشهر، حاصل عشق و تمایل به ارتباط هم زیستانه با طبیعت بوده است و این چنین بود که گرایش های عرفانی در هنر معماری بوشهر به وفور مشاهده  می شود. یافت اسرار طبیعت و آمیزش آن با خلاقیت و نوآوری، توانسته است سازه هایی بس افسونگر در بافت قدیم بوشهر بیافریند و این همه در پناه همبستگی انسان و طبیعت و خلق هنر عرفانی است و باید چنین گفت که معماران بوشهر شاگردان لئوناردو داوینچی هستند که با کلامی دانته وار گفته بود " هنر باید با طبیعت سازگار باشد. "  حفظ وفاداری به طبیعت، در بسیاری از راهبردهای منتهی به خلاقیت معماری بوشهر تاثیر گذاشته است.

 جادوی بافت بوشهر سمفونی رنگ ها

    تماشاگران پرسان، چون بر کرانه پر رمز بافت قدیم بوشهر گام بردارد، بی هیچ گونه مقاومتی، جذب مغناطیس نیرومند آن خواهد شد و شیفته وار در اندرون سحر آن اسیر شده و تو گویی آنکه این تکه از عالم خاک، ارثیه ای ماورایی است که خدایگان در زمین چون آتش پرومته ای جای گذاشته اند و سالیانی است که فروزان بوده و اکنون با تمام خستگی و بی مهری، هنوز شراره های آن طنازی می کنند و یادآور همه خاطرات آدم هبوط یافته از بهشت برین است و از این رو است که هر روحی در شوق وصال آن سوزان می شود و ناخودانگیخته در شبکه کوچه های تنگ و پیچیده آن محو می شود. و این همه برخاسته از معماری دوآلیسم (درون گرا- برون گرا) آن است که فریبنده با جادوی جاودان خود، کوره عشق آتشین تماشاگر راز را فروزان می کند.

 از نمادهای برجسته که همچون نمایه بافت قدیم بوشهر خودنمایی می کند، پنجرهای با طاق نیمدایره است که در تمامی پهنه های زوایای دیوارهای ساختمان ها کار گذاشته شده اند و چونان عشوه های چشم عشاق، به فریبندگی پیکره بنا نما می دهند. هر چند که معماران این کهن بافت، در ساخت دیوارهای برونی بناها از تقارن دوری جسته اند و از الگوی پیچیده و چند ضلعی پیروی کرده اند، اما در کار گذاشتن پنجره ها با طاق قوسی از قوانین تقارن سود جسته اند و در هر ضلعی از ساختمان، با تابعیت از اصل هدایت حداکثر وزش باد و نور به اندرون، از تعداد بسیار چشمگیر پنجره در هر ضلعی از بنا استفاده نموده اند که خود بصورت نماد کم نظیر بافت قدیم بوشهر جلوه می کند.

   در درون این شبکه های چوبی که فکورانه بر اساس منطق ریاضی در درون این نیمدایره طاق پنجره های بافت بوشهر کار گذاشته اند، شیشه های رنگی جلب توجه می کنند. اگر صفحه ای عمودی رنگی در دو سوی این صفحه بصورت تقارن انعکاسی جای  دارند و به زبانی دیگر مجموعه سمفونیک رنگ، نظم پنهان خود را هویدا می کند. استفاده از رنگ برای ایجاد تقارن و هم آهنگی در تاریخ هنر ایران، وجهی دیگر از تاریحچه تقارن گرایی و زیباجویی را تشکیل می داده است. به گمان بسیاری از پژوهندگان، کمتر مردمی در جهان به اندازه ایرانیان به کیفیت رنگ و اثرات آن هوشیاری و آشنایی داشته اند.

  کاربرد رنگ قرمز در تمدن سیلک مربوط به هزاره های پنجم پیش از میلاد و انواع رنگ در دوره های بعدی، نمایانگر پیشینگی و پیوستگی تاریخچه رنگ و رنگ آمیزی در ایران است، رنگ آمیزی از دوران پیش از تاریخ در ایران  روا بوده و در ادوار بعدی در هنر و فنون نساجی و معماری و کاشی کاری به نقطه اوج خویش رسیده است.

   ترکیب و ساختار شیشه های رنگی و الگوهای هندسی پنجره های بافت بوشهر، بی نظیر است و نمی توان آن را مشابه اسپانیای اسلامی، ترک های عثمانی، گستره مدیترانه ای، یمنی، شمال شرق آفریقا و تانزانیایی دانست، به یک کلام می توان گفت این خود سبکی بنام بوشهر است که بصورت مستقل و منحصر بفرد جلوه می کند. رنگ و نور در معماری بافت بوشهر، در کنار عنصر باد، بناهای بوشهر را به ارگانیسم های زنده ای تبدیل نموده اند. زیرا حیات تنها در شرایطی تولید می شود که نور نیز فراهم باشد و از آنجائی که نور از ترکیبی از رنگ ساخته شده است، بنابراین باید گفت که این اثر رنگ است که حیات را معنی      می بخشد و تاثیرگذارترین عنصر بر زیست، رنگ است و بس.

   از منظری دیگر، چرخش نور رنگی در هراتاق، با توجه به گوناگونی شیشه های رنگی، سمفونی ای از رنگ را تولید می کند که مقلد طبیعت است. انسان در صبحگاهان با نور افشانی رنگ آبی در پیش از طلوع خورشید، سایه های زرد در میان روز، سبز در مناظر و سرخ فامی در غروب خورشید روبرو می شود و انگار رنگ ها با چرخش زمین بدور خورشید، هر لحظه زنده می مانند و گوهر حیات را نقاشی می کنند و انسان در چنین طبیعتی، بودن  را احساس می کند. از این رو است که انسان پسامدرن نیز به جادوی رنگ پی برده است و خواستار دوباره آن در هارمونی های بلوک و آهن و زیستگاه خود است.

   امروزه با تابش 60 دقیقه ای نور با رنگ زرد، التهابات روده ای و گوارشی، با تابش 60   دقیقه ای رنگ آبی، آبسه ها  را و با تابش 30 دقیقه ای سه بار در روز موضعی رنگ سبز، التهابات مفاصل درمان می کنند. از این رو می بینیم که مهندسان معمار بوشهر، با آفرینش های هنری خود در مجموعه بافت، نه تنها روح، احساس، هیجان، بلکه سلامت کالبدی ساکنین را فراهم آورده بودند و به یک زبان، چون خالقی بی همتا، با چرخش انگشتان هنرمند خود، جاودانهایی آفریده اند که چون رویای بیداری رخ نمایی می کنند.


 
هنر در دوره های مختلف تاریخی
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱  کلمات کلیدی:

افشاریه و زندیه
ظهور نادرشاه افشار به سلطنت صفویه خاتمه داد. با آنکه در عالم سیاست به او اهمیت بسیار داده شده است. امّا در این دوره در عالم هنر پیشرفت چشمگیری دیده نمیشود؛ تنها زرگری و طلا و نیز میناکاری ترقی داشته است. همچنین بعضی از قرآنهای نفیس مذهب در دست است که به زمان نادر نسبت داده میشود، کاخ خورشید و برجهای دیده بانی شهر کلات از هنر معماری این دوره است.
اندکی پس از مرگ نادر، کریمخان زند در شیراز مستقر شد و در آن شهر عمارات بزرگی بنا نمود که به نام او مشهور است. از جمله آنها، ارگ کریم خان، مسجد، حمام و یک بازار است. از ویژگیهای کاشیکاری این دوره، استفاده از نوعی رنگ گل سرخ است که درزمان قبل دیده نمیشود. تزیینات کاشیکاری در بدنه بناها از آجرهای کاشی و زمینه سفید بود. صورت شخصیتهای رسمی، صحنه های هنرنمایی رستم پهلوان ملی، شکار و دورنماها در کاشیکاریها دیده میشوند.
قاجاریه و معاصر
در دوره قاجاریه شیوه جدیدی درمعماری ایجاد شد ومعماران این زمان نیز دنباله رو معماران صفویه بودند، هنر معماری این زمان با مقایسه با دوره صفویه بسیار ضعیف شمرده میشود. تنها در زمان حکومت طولانی ناصرالدین شاه قاجار به دلیل نفوذ هنر غربی، هنر معماری همچنین صنایع ظریف مانند گچبری، آیینه کاری و کاشیکاری رونق یافت و تا اندازهای معماران ما در این زمان از هنر اروپایی تقلید میکردند. ارتباط بیشتر ایران با غرب، معماران ایرانی را بر آن داشت تا عوامل مشخص معماری ایران را با روشن بینی و توجه خاصی با عوامل معماری غرب درآمیزند و آثاری به وجود آورند که از نظر هنری دلپسند باشد.

 
 
       
   

 
تاریخ هنر و معماری( دوره صفویه)
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱  کلمات کلیدی:

هنر دوره صفویه
کی از درخشانترین دوره های هنر ایران پس ازاسلام دوره صفویه است. در سال ۹۰۷ قمری (۱۵۰۲م.) شاه اسماعیل، سلسله صفوی را تأسیس کرد. در این دوره مراکز و کانونهای صنعتی و هنری در ایران افزایش یافت، در ابتدای تأسیس این سلسله، تبریز پایتخت بود و به همین سبب این شهر مرکزی شد برای فعالیتهای هنرمندانی مانند خطاطان، تذهیب کاران، نقاشان و صحافان و همچنین هنرمندانی که در دیگر فنون و صنایع کار میکردند و هنرمندانی که درصنایع منسوجات و بافت پارچه به کار می پرداختند.
دراواخر قرن دهم قمری، در زمان شاه عباس پایتخت از قزوین به اصفهان انتقال یافت. با انتخاب پایتخت جدید، این شهر به عنوان یکی ازدرخشانترن شهرهای شرق گسترش پیدا کرد. بازارها، کاخها، مساجد، باغها، پلها در نقشه شهر گنجانیده شده بود. در این زمان همه بناهای مذهبی با تزیینات کاشیکاری آرایش شدند. بناهای مسجد شیخ لطفالله سر در قیصریه و مسجد امام (شاه) درمیدان نقش جهان با کاشیهای معرق مزین شدند. آجرهای مربع کاشی منقوش، معروف به آجرهای «هفت رنگ» در بناها به مقیاس گسترده مورد استفاده قرار گرفت. نقش و نگار کاشیها و رنگهای آنها زینت خاصی به بناهای این دوره بخشیده است. نه تنها دیوارها، بلکه گنبدها، ایوان، طاقنماها سردر ورودیها و مناره با کاشی و موزاییک آراسته شد. ساخت سردرهای بزرگ با کاشیهای شفاف و گچبری مقرنسکاری در عصر صفویه پیشرفت بسیار داشت. ترکیب سردر برزگ و منارههای طرفین آن با صحن چهار ایوانی و ساختمانهای اطراف آن و قراردادن گنبد به گونهای که با همه ساختمان متناسب باشد، درمعماری زمان صفوی به درجه کمال رسید. با توجه به امنیت ایران در این دوره بناهایی بزرگ و عالی مانند کاخهای عالی قاپو، چهل ستون، هشت بهشت و تالار اشرف در اصفهان و بقعه شاهزاده حسین، سردر عالی قاپو و چهلستون در قزوین ساخته شدند. دیوارهای این کاخها ازکاشی های خوش آب و رنگ پوشیده شده ومیان مجموع آنها با نقوش نقاشان معروف آن دوره پیوند هست. سقفها و دیوارها نیز غالباً با منبت کاری تزیین میشدند.
تزیینات چوبی در بناهای غیرمذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها میزان بیشتری ازتذهیب کاری و نقاشیهای لاکی استفاده میشد. طرحهای آنها با هنر مینیاتور دارای رابطه نزدیکی بود. کندهکاری و خراطی به ویژه در درها و سقفها خود هنر خاصی دراین دوره بوده است. نقاشیهای دیواری (فرسک) در کاخ عالیقاپو، قصر اشرف و چهلستون و همچنین آیینهکاری به عنوان نوعی تزیین جدید دربناها، مانند آیینه خانه، مورد استفاده قرار گرفته است.
به طور کلی قرن دهم ویازدهم قمری، به عنوان دوران شکوفایی هنرهای اسلامی ایران، و اصفهان یکی از مهمترین و زیباترین شهرهای این دوره بوده است. بناهای بزرگ شهر اغلب با کاشیکاریهای زیبا تزیین شدهاند. وقتی شاه عباس اصفهان را پایتخت خود قرار داد، نقشه جدیدی برای شهر طرح کرد: خیابان بزرگ و معروف چهارباغ را او ساخت و طرفین خیابان را دستور داد درخت بکارند. این خیابان به پل بزرگی که روی زاینده رود است، میرسد. در میانه شهر، میدان بزرگ «نقش جهان» قرار دارد. مسجد امام (شاه) درسمت جنوب و قصر عالیقاپو در مغرب و مسجد شیخ لطفالله در مشرق و سردر بازار قیصریه در شمال آن جای گرفتهاند. این میدان جای چوگانبازی بوده و دروازههای سنگی که برای این بازی ساخته شده، هنوز در دو سوی میدان موجود است. در چهار سوی این میدان قریب دویست باب حجرات در دو طبقه ساخته شده است.
بنای مسجد امام (شاه) که در جنوب میدان واقع شده، از لحاظ معماری و کاشیکاری و حجاری و عظمت گنبد و منارههای بلند آن، از شاهکارهای قرن یازدهم قمری است. کتیبه سر در اصلی مسجد بر روی کاشی معرق وبه خط ثلث علیرضا عباسی نوشته شده و تاریخ ۱۰۲۵ ق. بر آن است. معمار این مسجد «استاد علیاکبر اصفهانی» و مباشر ساختمان «محب علی بیگالله» بودهاند.
عالیقاپو با ایوان بلند آن در مغرب میدان جای دارد. عالیقاپو دارای جلوخان و شش طبقه ساختمان است که در هر طبقه تزیینات و گچبری و نقاشی موجود است. ایوان رفیع آن با ستونهای چوبی وسقف خاتم نیز بسیار جالب است.
مسجد شیخ لطف الله که در شرق میدان واقع شده، گنبد زیبایی دارد که از کاشی پوشیده شده و طرح آن نقش تاک یا اسلیمی بزرگ است و با شکل و اندازه گنبد تناسب کاملی دارد. راهروی مسجد که به شبستان و محراب بینظیر آن منتهی میشود، دارای کاشیکاری خشتی بسیار زیبا و پنجرههای سنگی مشبک است. کاشیکاری داخل شبستان شامل کاشیهای هفت رنگ و معرق کاریهای زیباست و کتیبه های معرق و قطار و پیچ کاشیس فیروزهای و پنجره های مشبک کاشی است، طرح نقوش و رنگ آمیزیهای متنوع و الوان نارنجی و لاجوردی، جلال و زیبایی خیره کننده ای به این شبستان بخشیده است. کاشیکاری سقف داخلی شبستان، با طرح لوزی و ریزه کاریهای خاصی که در آن به کار رفته اعجاب انگیز است. محراب کاشی معرق و مقرنس کاری آن نیز در زمره آثار مهم هنری است از لحاظ صنعت کاشی پزی و معرق کاری، شاهکاری به شمار میرود.
سردر بازار، بخش شمالی، علاوه بر کاشی کاری زیبا، مجالس نقاشی زیبایی دارد که قسمتی از آن شامل تصاویر جنگ شاه عباس با ازبکان و مجالس بزم شاهی است.
کاخ چهلستون، با ۲۰ ستون چوبی بلند در ایوان، و تالار آیینه با سقف منقوش و زراندود و منبت کاری وگچبری و نقاشیهای عالی، یکی از مشهورترین کاخهای این دوره است.
قصر هشت بهشت نیز از نظر بُعد مناظر باغ به میزان وسیعتری اهمیت معماری دارد. این قصر را برای جشنهای مجلل درنظر گرفته بودند. شهرت این کاخ گذشته از جنبه معماری وزیبایی، به سبب استفاده ازسنگهای مرمر و طاق مقرنس کاری و نقاشی مناظر کاشیکاری خاص آن است. آیینه کاری این کاخ عامل دیگری در زیبایی بنا بوده است.
تالار اشرف، شامل یک تالار بزرگ و دو اتاق در کنار آن است. اهمیت این بنا گذشته از نظر معماری وسقفهای بزرگ ضربی، به خاطر مقرنس کاری و نقاشی و تصاویر طلاکاری سقف و شاهنشین آن است.
مدرسه چهارباغ با سردر ورودی و گنبد و دو مناره رفیع از نظر شیوه کاشیکاری و رنگ آمیزی جلب نظر میکند. بنای زیبای این مدرسه و کاروانسرا، و بازار در خیابان چهارباغ احداث شده است.
به امر شاه عباس، در سراسر ایران، کاروانسراهای بزرگی نیز اغلب از آجر و گاهی ازسنگ ساخته شده است. در این دوره به علت دو جنبه مهم مذهبی و اقتصادی، تعداد زیادی کاروانسرا ساخته شد. شیوه ساختمانی کاروانسراها بیشتر چهار ایوانی است، ولی انواع دیگری مانند مثلث، هشت ضلعی، دایره، کوهستانی و متفرقه در بین این بناها دیده میشود. از کاروانسراهای این دوره مهیار در اصفهان، کاروانسرای بیستون درکرمانشاه، کاروانسرای مادرشاه و شیخ علی خان در اصفهان و امین آباد را میتوان نام برد.
در دوره صفویه همچنین تعداد زیادی پل ساخته شد. معماری این پلها از نظر زیبایی و شیوه پلسازی بسیار چشمگیرند. پل الله وردی خان یا ۳۳ پل در انتهای خیابان چهارباغ در اصفهان در دو طبقه بر روی رودخانه زاینده رود واقع شده و ۳۰۰ متر طول و ۱۴ متر عرض دارد. در دو سوی جاده اصلی، راهروی سرپوشیده ای برای پیاده روان ساخته شده است.
پل خواجو که بر روی زاینده رود ساخته شده، از نظر معماری و کاشیکاری مشهور است. طول پل ۱۳۲ متر و عرض آن ۱۲ متر است. این پل چیزی بیش از وسیله عبور از رودخانه بوده، از لحاظ تناسب و جلوه، زیبایی چشمگیری دارد. این پلها نه تنها برای عبور بلکه برای توقف نیز طراحی شده است و در آنها جاهایی برای تفریح و درنگ وجود دارد. در سراسر طول پل، غرفههای کوچک زیبایی تعبیه شده که با کاشی و نقشهای دیواری زیبایی آراسته است.
از زمان صفویه بناهای تاریخی بسیار دیگری در ایران وجود دارد، چون مجموعه بقعه شیخ صفی در اردبیل، بخشهایی ازمجموعه آستان قدس رضوی(ع) در مشهد. مجموعه بنای کنونی بقعه شیخ صفی شامل مجموعهای از گورهای شاهان شاهزادگان دوره صفوی و چند ساختمان دیگر به نام چینی خانه، مسجد و جنتسرا، حرم خانه، خانقاه چراغخانه، شهیدگاه و متعلقات دیگر است. مقبره استوانه ای شکل با گنبدی کوتاه پوشانیده شده است و دور برج از خارج دارای کتیبه بزرگی آجری است و نام «الله» با کاشی روی آن تکرار شده است. آستان پرشکوه قدس رضوی(ع) طی قرنهای متوالی، زیارتگاه همه مسلمانان جهان بوده و خود شامل مجموعه متعددی است. گنبد زرین بنا دارای دو پوشش است که پوشش خارجی آن طلاکاری است. این گنبد کتیبه ای به خطر علیرضا عباسی خوشنویس دوره عباسی دارد. دو مناره طلا بر روی ایوان عباسی و ایوان جنوبی قرار دارند. طلاکاری ایوان صحنه کهنه به فرمان نادرشاه افشار انجام شده، و از این روست که به «ایوان نادری» معروف است.
حرم بنای چهارگوشی است که هر ضلع آن تقریباً ده متر است و ازاره آن با کاشیهای خشتی مزین شده است. این کاشیها با نقش و نگار بدیع و طلاکاری در زمره زیباترین انواع کاشی است. به طور کلی برخی از بهترین تزیینات و آیینه کاری ونمونه کاشیکاری سه دوره تاریخی متوالی را در آن مکان مقدس میتوان دید، زیرا مسجد گوهرشاد در زمان تیموریان، صحن کهنه در زمان صفویه و صحن نو در دوره قاجاریه ساخته شده است.
با نگرشی کلی به هنرهای این دوره، باید پذیرفت که در دوره صفوی، بار دیگر عصر نوین ودرخشانی در هنر ایران طلوع کرد. هنر بزرگ ایران، چنانکه برخی به نادرست تصور کردند، منحصر به دوره پیش از اسلام نیست، بلکه در هر دوره، هنری که در نوع خود زیبا و کامل بوده پدیدار شده است. در قرن دهم قمری هنرمندان ایران به مزایا و نتایج تازهای دست یافتند. در آن دوره قالیهایی بافته شده که تا آن تاریخ نظیر نداشته است. به نوشته پروفسور پوپ امریکایی: «بعضی از قالی و قالیهای این دوره با نخهای طلا و نقره بافته شده و رنگ اصلی حاشیه معمولاً با رنگ زمینه آن تباین دارد. یونانیان که از جلال و شکوه جامه های ایرانی در شگفت بودند اگر جامه های شاهزادگان ایرانی را در زمان شاه عباس میدیدند چه میگفتند؟ زریهایی که از زر و سیم ساخته شده بود همچون آب در حرکت و نرم به نظر میآید و بر آنها چنان نقشهای زیبا به فاصله های متناسب طرح شده که نه فقط عالی و باشکوه جلوه میکرد بلکه جلال آنها بارز و هویدا بود».
به راهنمایی و استادی هنرمندانی چون بهزاد، میرک، سلطان محمد و رضا عباسی نقاشی رنگی وقلمی در رنگ آمیزی و زیبایی و تناسب خطوط به درجه کمال و درخشندگی رسید. لطافت در تجسم و تصور و نشاط و تابش و مهارت با هم ترکیب شد و یکی از معروفترین و کهن ترین هنرها را به درجات تازهای از اعتلا رساند. علاوه بر هنر نگارگری، قالیبافی، نقاشی، و منسوجات باید به ظروف سفالی و فلزی این دوره هم توجه کرد.
گفته اند که شاه عباس صفوی به جمع آوری ظروف سفالین سخت علاقه داشت و دستور داده بود در عالی قاپوی اصفهان و مقبره شیخ صفی الدین در اردبیل اتاقهای مخصوصی به این منظور بسازند و جاهایی در دیوار برای نگاه داشتن ظروف آماده کنند.
در این دوره ظروف سفالین، پیوسته ازچین به ایران آورده میشد وسفال سازان ایران ازآنها تقلید میکردند. به نوشته شاردن، سیاح فرانسوی : «ظروف ایرانی در این دوره از لحاظ صافی و شفافی و جنس ازظروف ساخت چین کمتر نیست». اختیار دو رنگ آبی وسفید در دوره صفوی، برای اغلب ظروف و نیز پرداخت نقشهای برجسته بر روی طراحیها و اندودکردنشان با لعاب سبز یشمی و آبی لاجوردی و سورمهای نمودار جنبه های اصلی این تمایل اند.
در فلزکاری عصر صفوی، بر پایه سنتهای قدیم و مهارت فلزکاران این دوره، هنرمندان چیره دستی مجال ظهور یافتند. مصنوعات طلاکاری، نقره کاری و برنج سازی رونق بسیار داشت و آهن و فولاد نیز گاه طلا و نقره کوب میشد. طراحان و نقاشان، این زمان با ابداع شیوه های جدید، موازین تازهای در سبکهای خود ایجاد کردند. در نقره کوبی و حکاکی ظروف، پایه های شمعدان یا بخوردانها، نوشتار اشعار فارسی به خطوط خوش نستعلیق جایگزین کتیبه های عربی شد.


 
جاذبه های گردش گری شهر زیبای بوشهر
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱  کلمات کلیدی:

بندر سیراف

سیراف (سیراب) یکی از شهرهای قدیمی استان بوشهر ایران بوده است. بازمانده‌های آن در نزدیکی بندر طاهری فعلی دیده می‌شود.سیراف زمانی از بندرهای اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلوگیری کشتی‌های بزرگ بود. بازرگانان سیرافی به دوردست‌های آسیا و افریقا سفر دریایی می‌کردند. ولی طی یک زلزله و سونامی حاصله از آن در بهار سال 398 ق  قسمت عمده این بندر  پر رونق به زیر آب رفته و فقط مسجد جامع سیراف و قلعه نصوری و گوردخمه و بازار از آن باقیمانده است.

قلعه هلندی ها  جزیره خارک

قلعه هلندی ها در شمال خاوری جزیره خارک قرار دارد. این قلعه سابقا برج و بارویی داشته که از بین رفته است. در سال 1748 میلادی مقارن با حکومت دوره صفوی که ایران مورد حمله افاغنه قرار گرفت، هلندی ها پس از تعطیلی دارالتجاره بندرعباس، جزیره خارک را مرکز خود قرار داده و این قلعه را احداث کردند.این قلعه به وسیله کینپ هاوزن در سال 1747 بنا گردیده و به «قلعه هلندی ها» معروف است.

عمارت ملک و پارک ساحلی آب شیرین کن ‌بوشهر

مجموعه ساختمان های عمارت ملک در حدود 100 سال قدمت دارد ودر نزدیکی میدان بهمنی شهرستان بوشهر قرارگرفته است. مساحت زیربنای آن 4000 متر مربع بوده و در دوره قاجاریه توسط معماران فرانسوی با مصالح محلی احداث شده و درب و پنجره آن زیر نظر مهندسین فرانسوی ساخته شده است.

عمارت متعلق به یکی از ثروتمندان بوشهر به نام محمد مهدی ملک التجاره بوده است این کاخ توسط متجاوزین انگلیس اشغال شده و به صورت مقر نظامی آن ها در آمد. آن ها بعد از سال ها استقرار در این کاخ با ورشکست شدن ملک التجار(صاحب اصلی کاخ) لوازم نفیس آن را با قیمت کم خریداری کرده و با خود بردند. در اواخرسلطنت رضا شاه این عمارت که خوابگاه نظامیان شده بوده و پس از چندین بار بازسازی رو به ویرانی نهاد و متاسفانه به خاطر وسعت زیاد هنوز مرمت نشده است.

نوع و سبک معماری از سبک ساختمان سازی دو قرن پیش سواحل خلیج فارس که به بنگله معروف است تاثیر گرفته است و دارای یک قسمت استحفاظی , بارو و شاهنشین و قسمتی به صورت چند ایوان و اتاق های مسکو نی است .

پارک ساحلی آب شیرین کن هم  در نزدیکی عمارت ملک و روبروی دانشگاه خلیج فارس قرار دارد که خیلی با صفا و زیباست . یک قسمت از این پارک جزء منطقه نظامی است ولی با این حال  بازدید امکان پذیر است . رستوران سنتی و کافی شاپ هم در پارک موجود است و از پیتزا سمبوسه های خوشمزه پارک آب شیرین کن هم  بی نصیب نمانید . پارک آب شیرین کن  در اوایل فصل بهار از همیشه سر سبزتر و زیباتر است .

قلعه خورموج

قلعه خورموج یکی از آثار شکوهمند تاریخی استان بوشهر است که طی زمان تغییر یافته و روی به ویرانی گذاشت است. قلعه ی محمد خان دشتی در سال 1379 در فهرست آثار ملی به شماره ی 3032 به ثبت رسید. این اثر که یکی از با شکوه ترین نمونه های معماری دوره قاجاریه و دارای تزئینات بدیع و منحصر به فردی است، بارها مورد تاخت و تاز قرار گرفته است. این اثر ملی که زمانی با برجهای متعدد و گوشواره های زیبا، هیبت و شکوه خود را به رخ هر رهگذری می کشید، امروز در میان انبوهی از ساختمانهای چند طبقه ی شهری محاصره شده است.


 
معماری ناب بوشهر در آستانه نابودی است
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱  کلمات کلیدی:

بوشهر -درهای دو لنگه ای و تخته ای کوچک، چارچوبهایی از چوب درخت گز و کنار و ساختمانهای سه طبقه و کوچه های بسیار تنگ دو متری از ویژگیهای بارز معماری بافت قدیم بوشهر است که پس از سالها زندگانی با مردم این خطه رو به ویرانی گذاشته است. بافت قدیم بوشهر، ساختار معماری ارزشمندی از دوره افشاریه و قاجاریه در سواحل خلیج فارس است. این بافت به دلیل ویژگی های منحصر به  فرد آن در ساختار شهری و معماری و همچنین استقرار کنسولگری های اروپایی در دوره قاجار از جمله معدود بافت های تاریخی کشور بشمار می رود.عمارت های دو، سه و چهار طبقه در بوشهر قدیم، در حقیقت نمایشگاه های واقعی هنر و اندیشه برجسته معماران بومی بوشهر است. امروزه به بافتهای معماری تاریخی فرهنگی به عنوان ثروت های فرهنگی محلی نگریسته می شود که متاسفانه این دیدگاه در مورد بافت تاریخی بوشهر دگرگون و به عکس بوده و بافت تاریخی فرهنگی بندر بوشهرکه یکی از بی  نظیرترین بافت های معماری شهری است در نتیجه رشد پرشتاب شهری، رو به ویرانی گذاشته است.
بافت قدیم بوشهر به صورت جسد روبه قبله درآمده است
به اعتقاد کارشناسان میراث فرهنگی این منطقه معماری و بافت قدیم منطقه بوشهر امروز بیشتر به جسد رو به قبله ای است، که شاید حفاظت از آن، پشت دیوارهای شیشه ای موزههاعاقلانه ترین کار باشد.بافت قدیم بوشهر در اصل، از چهار محله دهدشتی، شنبدی، کوتی و بهبهانی ها تشکیل شده است که در بوشهر به چهارمحل معروف است. در همین خصوص یک کارشناس میراث فرهنگی منطقه بوشهر به مهر گفت: بناهای سنتی و بافت قدیم بوشهر که اکنون تقریبا به صورت متروکه درآمده است، به دوره های افشار، زندیه و سالم ترین آنها به دوره قاجار باز می گردد که تقریبا از 50 سال گذشته کم کم رو به ویرانی نهاده است. سید عبدالعزیز بلاری افزود: عناصر خاصی که در معماری سنتی بوشهر مورد استفاده قرار می گرفته است، امروزه به دلیل بالا بودن هزینه آنها و وارد نشدن برخی لوازم به فراموشی سپرده شده است. وی اضافه کرد: به طور مثال چوب ساج به دلیل طبیعت مقاوم خود در برابر رطوبت و موریانه در بناهای قدیمی بوشهر بسیار مورد استفاده قرار می گرفته است که امروزه تقریبا هر متر مربع از این چوب یک تا دو میلیون خرید وفروش می شود و به دلیل قیمت بالای آن دیگر استفاده از آن برای ساخت خانه ها به صرفه نیست. وی اظهار داشت: علاوه بر ساج، چندل (نوعی چوب) یکی از عناصری بوده است که به عنوان تیرآهن در ساخت بناها استفاده و از هندوستان و زنگبار(تانزانیا) به منطقه بوشهر وارد می شده است، اما امروز دیگر خروج این مواد از این کشورها ممنوع شده است و ما نمی توانیم آنها را به کشور وارد کنیم. به این ترتیب دسترسی مشکل به دو ماده اصلی که در ساخت خانه های سنتی بوشهر استفاده می شده، یکی از دلایل اصلی دور شدن از این شیوه معماری است.
مهاجرت بومیان عامل نابودی معماری بوشهر است
دلیل دیگری که از طرف کارشناسان برای نابودی معماری منطقه بوشهر عنوان می شود، مهاجرت ساکنان اصلی این منطقه به علل اقتصادی واجتماعی بوده است. یک کارشناس میراث فرهنگی در این خصوص می گوید: عده ای از ساکنان بومی که در بافت قدیم این شهر ساکن بودند، با راه اندازی پالایشگاه آبادان وعده ای هم برای دست یافتن به فرصت های شغلی بهتر و آب و هوای مناسب تر به شهرهایی همچون اصفهان و شیراز کوچ کردند. رضا محمدی خواه افزود: به این ترتیب بخش اعظم کسانی که سازنده و حافظ میراث منطقه و از جمله معماری آن بودند، بوشهر را ترک و هنر معماری این دیار را نیز با خود بردند.
فرسودگی شدید، مهمترین چالش بافت قدیم بوشهر
رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر نیز در گفتگویی به مهر گفت: یکی از مهمترین چالشهای کنونی بافت قدیم بوشهر، فرسودگی شدید این بافت است. احمد دشتی افزود: با توجه به رطوبت 90درصدی در بعضی فصول سال شاهد تخریب های زیادی دربافت قدیمی و تاریخی بوشهر هستیم. وی با بیان اینکه برای احیای بافت قدیم بوشهر همه دستگاه های اجرایی و مردم باید همکاری کنند، اظهار داشت: یکی دیگر از چالش های مهم بافت، زیر ساختهای بافت است که از مهمترین مقوله های اساسی در بافتهای تاریخی است. دشتی تصریح کرد: فاضلاب شهری، آبرسانی، روشنایی معابر و.. از مشکلات مهم بافت تاریخی بوشهر است و دستگاه های اجرایی مرتبط در این زمینه باید همکاری لازم را داشته باشند. رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر با اشاره به اینکه جمع آوری زباله و آبهای سطحی از دیگر مشکلات عمده بافت قدیمی بوشهر است، گفت: با توجه به اینکه مالکین خانه های موجود در بافت قدیمی بوشهر توانایی خرید خانه ها را ندارند باید برای تملک این خانه ها به منظور مرمت و بازسازی آنها چاره اندیشی شود. وی عنوان کرد: تازمانی که زیرساخت های موجود در بافت قدیم فراهم نشود نمی توان به ساماندهی و احیای بافت امیدوار بود. دشتی تاکید کرد: بافت قدیم بوشهر با 30 هکتار وسعت و هزار پلاک، یکی از منحصر به فرد ترین بافت های تاریخی کشور است که در دوره قاجاریه هم مرمت شده و ضروریست همه دستگاه ها و کارشناسان این حوزه برای احیای آن همکاری لازم را داشته باشند.
مشکلات بافت تاریخی بوشهر با بخشی نگری برطرف نمی شود
عضو شورای شهر بوشهر و سخنگوی این شورا نیز در همین خصوص گفت: در شرایط کنونی که دامنه مشکلات بافت تاریخی شهر بوشهر رو به افزایش است با بخشی نگری و موازی کاری نمی توان به برطرف کردن مشکلات این بافت امیدوار بود. مسعود شکوهی افزود: به دلیل توجیه نشدن ساکنان بافت قدیم بوشهر، شاهد برخی تخریب های شبانه در این منطقه هستیم که این اثر ماندگار را تحت تاثیر خود قرار داده است و آینده آن را با خطر مواجه می کند.وی خاطرنشان کرد: میراث فرهنگی و دستگاه های دیگر باید اعتماد مردم و ساکنان بافت قدیم را جلب کرده و با برطرف کردن نیازمندی های خدماتی این منطقه از مشکلات موجود کم کنند. این عضو شورای شهر بوشهر با اشاره به نشست شورا و مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان یادآرور شد: همه اعضا» و مسئولان میراث معتقدند باید با جذب سرمایه گذاران توانمند، فضای لازم را برای ایجاد بافت قدیم بوشهر منطقه ای توریست پذیر آماده و در این مسیر مشکلات آن را برطرف کرد. اگرچه مشکلاتی که در بهسازی واحیای بافت های روبه تخریب وجود دارد در همه جای کشور کم و بیش یکسان است اما کمبود اعتبار و نبود اراده در میان مسئولان از دلایل اصلی فراموشی این بافتها به شمار می رود و برخورد منفرد و جداگانه با هریک از بناهای قدیمی از دلایل اصلی تاخیر در مرمت واحیای بافت قدیم بوشهر است. بافت قدیم این شهر، یک بافت پیچیده است و خصوصیات شهرسازی و معمارانه خاص خود را دارد و برای بهبود وضعیت آن باید شکل یک بافت مورد توجه قرار گیرد. در حالی که در سالهای اخیر تک بناهامورد توجه قرار گرفته و بافت  سنتی و معمارانه آن چندان جدی گرفته نشد، به همین دلیل حتی ثبت برخی از بناهای این بافت در فهرست آثار ملی نیز دردی از این بافت و خصوصیات معمارانه آن دوا نکرده اند. در سالهای اخیر با وجود حفاظت از این بناها، بسیاری از عمارتها تخریب و به جای آنها ساختمانهایی با نمای قدیمی و سازه های جدید ساخته شده است. به هر حال امید است بافت و محلات قدیم بوشهر با کمک مسئولان و مردم هویت تاریخی خود را به دست آورده تا چراغ معماری بوشهر خاموش نشود.


 
تأثیر هنر و معماری اسلامی بر هنر و معماری اروپا و امریکا
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱  کلمات کلیدی:

جهانی­شدن را با سه رویکرد، مورد توجه و تأمل قرار داده‌اند؛ گروهی آن را معادل غربی­شدن قلمداد کرده و چون این تمدّن را فاقد صلاحیت‌های لازم برای جهان­شمولی فرهنگ و اندیشه‌اش (به ویژه در ابعاد اخلاقی و آرمان­گرایی) می‌دانند، جهانی­شدن را خطری برای جهان معاصر ارزیابی می‌کنند و البته دلائل کافی و وافی برای اثبات مدعای خویش ـ در فقدان صلاحیت‌های لازم تمدن غربی ـ دارند. اما این که جهانی­شدن کاملاً معادل غربی­شدن باشد، فیه تأمل.  گروهی دیگر جهانی­شدن را تحقق رؤیاهای بشری در رسیدن به زبان و اندیشه‌ای مشترک دانسته و آن عاملی برای رسیدن به نوعی عدالت جهانی و توزیع همسان و یکسان ماده و معنا در سطح جهان می‌دانند. از دیدگاه اینان، جهانی­شدن فرصتی طلایی برای رسیدن به سطحی از ترقّی است که ضعف‌ها و قوّت‌ها در هم آمیزند و حاصل این آمیختن، نوعی عدالت در بهره‌بری از امکانات مادّی و معنوی زمین باشد و گروه سوم، صحّت و واقع‌نگری هر دو دیدگاه فوق را در تبیین دقیق جهانی­شدن، انکار، و آن را محصول ذوق‌زدگی از یک­سو و بدبینی مفرط از دیگر سو می‌دانند. اینان عقیده دارند، جهانی­شدن از برای ملّت‌ها و تمدّن‌هایی که صاحب ایده و اندیشه‌اند، یک فرصت است. جهانی­شدن تنها فرصتی برای عرضه کردن استعدادها قابلیت‌های تمدن‌ها و فرهنگ‌ها ـ به ویژه معنایی و معنوی ـ در جهان آیینه‌گونی است که رسانه‌ها آن را ساخته و پرداخته‌اند و نه صرفاً بستری مطیع و مهیّا برای سلطه‌گری جهانی تمدّن‌هایی خاص. به یک عبارت از تصوّر جهانی­شدن لزوماً استعداد جهانی بودن حاصل نمی‌گردد. لذا باید از این فرصت برای رسیدن به جهانی بهتر، عادلانه‌تر و بخردانه‌تر بهره جست‌ و این با شناخت جهان و فرهنگ‌هایش و نیز ایده‌ها و اندیشه‌هایش حاصل می‌شود. جهانی­شدن، پروسه‌ای است که می‌بایست مقدمه‌ای چون جهان‌شناسی داشته باشد. گروه سوم قبل از صدور حکم نفی یا قبول جهانی­شدن، سعی بر آن دارند که جهان را با تمامی جلوه‌های فکری و فرهنگی و هنری‌اش بشناسند و خود را بشناسانند. این جهانی­شدن مطلوب تمامی کسانی است که به کرامت، عزت و استعدادها و قابلیت‌های شگرف انسان اعتقاد دارند.

این مقاله که قسمت اول آن در شمارۀ گذشته آمد، از رویکردهای فوق، رویکرد سوم را برگزیده است و در همین راستا از قابلیت‌های تمدنی سخن می‌گوید که به دلیل اعتقاد به وحدانیت مصوری خالق و نیز کرامت انسان، زبان و بیانی جهانی دارد. و این جهانی بودن آن‌گاه بیش­تر آشکار می‌شود که به نگره‌های شهودی و بنیان‌های اشراقی هنر این تمدن به دیده دقت و تأمل نظاره شود.

تزئین، محور مهم دیگری در تأثیر هنر اسلامی بر هنر غرب است. در این‌جا مراد ما از تزئین، صرفاً هنرهای زینتی یا آرایه‌ای نیست، بلکه تمامی هنرهایی است که به نحوی با نقش سر و کار دارند (و البته یکی از کارکردهای این نقش تزئین است).

از جمله اولین مصادیق این تأثیر، ردای سلطنتی «روجر دوم» پادشاه رومانی است. در حاشیه خود کتابتی عربی با خطوط کوفی دارد و خود نشان­گر تأثیر هنر و فرهنگ اسلامی بر هنر کشورهای اروپایی است. هنرمندان اندلسی پس از فتح اسپانیا توسط مسیحیان، برای ساخت لباس‌های پرابهت و جلال اسقفان، کشیشان و نیز پادشاهان به سراغ همان طرح‌ها و نقوشی رفتند که مسلمین در طول حضور خود در آندلس آن را باب کرده بودند.

این مسئله برای هنرمندان اندلسی از یک سو و بزرگان و اشراف آن­جا از سوی دیگر چنان اهمیت داشت که از قرن 14 تا 16 میلادی بسیاری از کارگاه‌های نساجی در اروپا هم­چنان نقش و مهر عربی را بر حاشیه پارچه‌ها می‌زدند (امری که از قرن 12 آغاز شده بود و هنرمندان، بسیاری از خطوط کوفی عربی را بدون توجه به معانی آن بر پارچه‌ها ترسیم می‌کردند.)

حضور نقوش اسلامی نه تنها در آثار تزئینی اروپائیان، که در کتب هنرمندان نقاش نیز حضوری بارز یافت، چنان‌که «ارنست کونل» در کتاب خویش تحت عنوان «هنر اسلامی» می‌نویسد: «نقوش اسلیمی در سرزمین‌های غرب اسلامی از محبوبیت زیادی برخوردار شد و در اواخر قرن پانزدهم وارد هنر اروپا گردید و در قرن شانزدهم در نقوش کتب هنرمندانی چون: فرانچسکو پله گرینو (francesco pellgrino) پیتر فلانتنر (peter flontner)، و هانس هولباین (hans holbein) و غیره وارد گشت.»1

رنسانس و تحولات فراگیر جامعه غربی که یکی از نتایج آن اوج‌گیری استشراق و شرق‌شناسی همراه با برگزاری نمایشگاه‌های مهم بین‌المللی در اروپا بود باب ارتباط و مراوده افزون‌تر هنری بین جهان اسلام و غرب را گشوده‌تر ساخت. این اوج‌گیری و تأثیر چنان شگرفت بود که به تعبیر «پی‌یر اشنایدر» در کتاب ماتیس (چاپ نیویورک 1984) «شرق‌شناسی جای خود را به شرقی شدن سپرد.»2

از سوی دیگر باب گشوده برگزاری نمایشگاه‌های بزرگ هنری در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم، ذوق و نظر کنجکاو اروپائیان و امریکائیان را مستقیماً به شگفت‌انگیزی نقوش زیبای هنر شرقی و اسلامی متوجه و سبب تحولی عمیق در سبک و شیوه هنرمندان نام‌آوری چون «اوژن دلاکرو»، «فردریک چرچ»، «ویلیام دمورگان»، «گوگن»، «هنری ماتیس» و «ژرژ سورا» گردید.

یکی از این نمایشگاه‌ها، «نمایشگاه بزرگ» بود که در سال 1851 میلادی در «هاید پارک» لندن برگزار شد و در آشنا ساختن اروپائیان با آثار شگفت‌انگیز هنری مسلمین که بخشی از نمایشگاه را تشکیل می‌داد، بسیار مؤثر واقع گردید. البته هم­زمان با این نمایشگاه‌ها، تحقیقات و تألیفات گسترده‌ای از سوی برخی محققان غربی پیرامون هنر اسلامی، صورت گرفت. استاد دانشگاه هاروارد (گل رونجیب اوغلو) این شوق غربیان به تحقیق و تأمل در هنر اسلامی، به ویژه نقوش تزئینی را چنین شرح می‌دهد: «علاقه اروپائیان به تزئینات اسلامی، ریشه در قرون وسطی و دورۀ رنسانس داشت، اما در قرن نوزدهم به اوج خود رسید. بعد از انقلاب صنعتی که نظریه‌پردازان به تأمل در ماهیت نقوش انتزاعی پرداختند و آن را زبان شکل و رنگ مطلق دانستند، بحث پرشوری درباره تزئین درگرفت. تزئین که نهضت مدرن آن را مرتبه بس نازل‌تری تنزل داد و سپس نهضت پست­مدرنیزم احیائش کرد، در اروپای قرن نوزدهم در مباحث نقد طراحی حائز نقش اصلی شد. اروپائیان در آن زمان در پی نگاره‌های مناسب برای تولید انبوه بودند و چون مناسبت عملی نقوش انتزاعی اسلامی برای این منظور آشکار شد، انتشار مطلب در این‌باره به سرعت فزونی گرفت»3 البته عامل دیگری نیز اروپائیان را به کاوش در هنر دیگر ملل برمی‌انگیخت و آن بیداری روح رومانتیک اروپایی در قرون 18 و 19 بود. بدین ترتیب آثار مهم و متفاوتی در معرفی و شناساندن هنر و معماری به غربیان، به رشته تحریر درآمد که برخی از آنها عبارت­اند از: «آثار باستانی عربی در اسپانیا (1816) اثر جیمز کاوانا مرفی، کتاب چند جلدی «وصف مصر» که در سال‌های 1809 الی 1828 به دستور ناپلئون نگاشته شد و شامل تصویر بناهای اسلامی در مصر بود، «معماری عرب یا بناهای باشکوه قاهره، طرح‌ها و نقوش، از 1818 تا 1826». اثر پاسکال کست، «طرح‌ها و نقوش بناهای عربی مصر و شام و آسیای صغیر از 1824 تا 1845» نوشته فیلیبه ژوزف‌گیر و دوپرنژی، «هنر عرب براساس بناهای باشکوه قاهره از قرن هفتم تاپایان قرن هجدهم»، نگاشته شده به سال 1869 اثر پریس دوان (این کتاب‌ها شامل تابلوهای رنگی از نقشه‌ها و پلان‌های معماری اسلامی همراه با نقوش بود) «هنر عرب» (1893) اثر آلبر گایه، «پلان‌ها و نماها و مقاطع و جزئیات الحمراء» (1842) اثر جولز گوری و اون جونز»، «رساله در معماری عرب‌ها و مغربیان در اسپانیا و سیسیل و بربریه» (1841) و «گلچین تزئینات مغربی الحمراء» نوشته فیلیبه ژوزف‌گیر و دوپرنژی، «وصف آسیای صغیر» (در موضوع معماری اسلامی) و «وصف ارمنستان و ایران و بین‌النهرین» (1824) هر دو از شارل فلی ماری تکسیه، «بناهای جدید ایران» (1867) نوشته کست، «معماری و تزئین ترکان در قرن پانزدهم» (1874) اثر لئون پاروویله، «دستور زبان تزئین» (1851) اون جونز، «هنر عرب‌ها» (1873) و «عناصر هنر عربی: ویژگی در هم بافتگی» (1879) هر دو از ژول بورژون، «نقوش اصیل هندسی برای پارچه» (18844) اثر دیوید رمزی هی، «شیوه‌های سنتی طراحی نقش» اثر کریستی، «پژوهشی بر اساس نظریه گروه و تحلیل ساختاری درباره تزئینات مغربی الحمراء در غرناطه» (1944) ادیت مولر و...

آثار نسبتاً کثیر اروپائیان پیرامون هنر اسلامی از یک­سو و تقلید نقوش اسلامی در تزئینات غربی توسط نقاشان از دیگر سو، یکی از مهم­ترین عوامل تأثیر مستقیم این هنر بر سبک‌های هنری مدرن گردید. به عنوان مثال «اوژن دلاکرو» (1836-1798) در نقاشی‌های خود شدیداً متأثر از نقش­گری‌های شرقی در مدت حضور خود در مراکش و الجزایر بود. هم­چنین «فردریک چرچ» مشهورترین منظره‌پرداز امریکایی در نیمه دوم قرن نوزدهم، بعد از سفر به فلسطین و سوریه، شیفته معماری اسلامی گردید و پس از بازگشت، عمارتی اعیانی ساخت و آن را «اولانا» نامید (این کلمه از واژه عربی علانا - مکان - رفیع ما - گرفته شده بود) «در این خانه نقش مایه‌های الحمراء، ریزه‌کاری‌های ساده شده هندویی و کاشی­کاری ایرانی به هم آمیخته است وی نسخه‌ای از «بناهای تاریخی ایران» (پاریس 1867) نوشته «پاسکال ژاویه کاست» را در اختیار داشت، از این رو عناصر هم­چون ستون‌های ایوان بالا خانه اولانا و گرته‌برداری‌های کرت هال مبتنی بر نگاره‌های ایرانی است که از راه آثار کاست با آن­ها آشنا شده بود.»4 بر تأثیرپذیری نقاشان و طراحان آمریکایی از نقوش اسلامی، نام ویلیام دمورگان یکی از مشهورترین طراحان امریکایی قرن نوزدهم را نیز باید افزود که نقش‌هایش تجسم مشرب اسلامی بود.

اما در اروپا، مشهورترین نقاشان (که روش و سبک کارشان بعدها خود به مکاتب هنری تبدیل شد) تأثیرپذیری کاملی از هنر اسلامی داشتند، هم­چون «هنری ماتیس» نقاش فرانسوی (1954-1869) که به تعبیری «اولین و احتمالاً بزرگ‌ترین هنرمندی بود که در کارهای خود انس بالنده غرب را با هنر اسلامی در هم آمیخت» وی به دیدار نمایشگاه‌هایی چون «2500 قطعه هنر اسلامی» در سال 1893، «نمایشگاه جهانی» 1900، «نمایشگاه 1903» و «نمایشگاه هنر اسلامی در مونیخ» 1910 رفت و به ‌ویژه در این نمایشگاه آخر چنان شیفته و شیدای هنر اسلامی و شرقی گردید که ابراز داشت: «شرق ما را نجات داد». او که پس از این آشنایی، خود را رها شده از «فوویسم» می‌دانست،5 هدف اصلی در آثارش را کشف و یافتن نور می‌دانست. پس در همان سال به اسپانیا سفر کرد و مادرید، کوردوبا (قرطبه) سویل (اشبیلیه) و گرانادا (غرناطه) را از نزدیک دید. این سفر و بعدها سفر او به مراکش، تأثیرپذیری او از هنر شرقی و اسلامی را کامل­تر نموده و در آثاری چون «خانواده نقاش» متجلی گردید.

از دیدگاه محققان، این اثر از قواعد هنر اسلامی و ایرانی تأثیر گرفته است. فرش پهن شده بر زمین، نیمکت‌های راحتی با بالش‌هایی در عقب، پرسپکتیو عمودی و ترکیب‌بندی سه جزیی (به تأثیر از نگارگری ایرانی) دلایل این ادعایند: «سفر ماتیس به مراکش در اوایل سال 1912 زمستان 13-1912م، سبب شکل‌گیری بعضی از بیادماندنی‌ترین آثار وی گردید که در عین حال برخی از برانگیزاننده‌ترین تمثال‌های معماری مغربی نیز هست. این علاقه به هنر اسلامی در سراسر عمر طولانی او ادامه داشت و آثاری هم­چون کتاب مصور جاز او که در سال 1947 منتشر شد متن و تصویر را به شیوه الهام گرفته از نسخ مصور، اگر نگوییم مستقیماً مبتنی بر آن، با هم ترکیب می‌کند.»6 و این ماتیس همان است که اشنایدر در مورد او گفت: «با آمدن ماتیس شرق‌شناسی جای خود را به شرقی شدن سپرد.» و «آنباربر» تأکید کرد: «انسان می‌تواند بر وجود شباهت‌هایی میان تابلوی «قهوه‌خانه عربی» و مینیاتور «شاهزاده و آموزگارش» اثر یک هنرمند ایرانی قرن شانزدهم به نام «آقا رضا» اذعان کند. احتمالاً این اثر را ماتیس، کمی قبل از سفر دومش به تانجر، در نمایشگاه موزه هنرهای تزئینی پاریس در سال 1913 دیده بود»7

هربرت رید نیز در کتاب «معنی هنر» ارتباط قوی میان مینیاتورهای ایرانی و آثار ماتیس چنین روایت می‌کند. «در مینیاتورهای ایرانی و آثار ماتیس می‌بینیم که رنگ‌ها به قوی‌ترین و خالص‌ترین کیفیت خود، به وسیله نقاش مشهور انتخاب می‌شوند و نقاش از آنها نقشی می‌سازد که از برابر نهادن قوت و ضعف نسبی رنگ‌ها و نواحی رنگین پدید می‌آید.»8

هم­چنین تاریخ هنر، روایتگر آن است که «گوگن» نقاش فرانسوی (1903-1848) رساله‌ای را برای نقاش دیگر فرانسوی «ژرژ سورا (1891-1859) فرستاد که ترجمه رساله «کتابچه نقاش ترک» بود این کتابچه نوشته شاعر ترک سنبلزاده وهبی (متوفی1809) بود که به نقاشان جوان توصیه می‌کند که «بهتر است از بر نقاشی کنید» و به احتراز تعمدی از ظواهر بیرونی سفارش می‌کند. سنبلزاده به متعلمان می‌‌‌آموزد که به طرح‌‌‌‌های مجرد و رنگ‌های اصلی خیالی «در قالب نظریه‌‌ای که از پیش در ذهنتان مهیاست» شکل ببخشد. این سخن به طرز عجیبی یادآور قول نویسندگان قدیمی‌‌تر مسلمان در باره قوالب انتزاعی است که در خاطر هنرمندان نقش می‌‌‌بندد. شایان توجه است که برای توجیه نقاشی انتزاعی مدرن به وجاهت سنتی بصری اسلامی متوسل می‌شده‌اند، که به نظر چیتمن دارای «معانی سرنوشت‌‌‌سازی برای ماهیت و گسترش هنر انتزاعی از زمان نخستین تجربه‌‌های گوگن تا قرن بیستم» است. چنان که هدسن نوشته است، ماهیت بسیار غیر شمایلی سنت بصری اسلامی به معماران و هنرمندان القا می‌کرد که «از قوه خیال عالمی جدید بیافرینند... که در بیان خاص خود آکنده از شگفتی و لذت باشد.»9 «هربرت رید» در کتاب «فلسفه هنر معاصر» به ذکر جمله‌ای از گوگن می‌پردازد که تأثیر کلام سنبلزاده بر گوگن را به کمال می‌توان در آن مشاهده کرد: «برای جوان‌ها خوب است که مدلی داشته باشند اما بگذارید موقعی که نقاشی می‌‌کنند رویش پرده بکشند. بهتر است با اتکا به حافظه نقاشی کنید چون در این صورت کارتان از آن خودتان خواهد بود. احساس، هوش و روحتان بر چشم هنرمند اماتور (تفنن کار) پیروز خواهید شد.»10

گوگن خود تأثیر پذیری عمیقی از هنر شرقی داشت آن چنان که از سوی سزان هماره به دلیل تقلید از هنرهای ژاپنی تحقیر می‌شد11 اما این اعتقاد وجود دارد که تأثیر‌‌پذیری هنرمندان بزرگی چون گوگن و ماتیس از هنر شرقی و به ویژه هنر اسلامی- ایرانی راه را برای بروز یک انقلاب هنری و رجعت از ایستایی هنری به پویایی هنری باز کرد. گوگن که در آثار خود به دنبال ایجاد ارتباط تنگاتنگ بین رنگ و فرم بود، در گفته‌هایش به صراحت اظهار داشت؛ تصویر قبل از این که کشتزار یا یک درخت باشد، سطح رنگین درخشانی است که ضرورتاً باید پیوند آن را با دیگر قسمت‌های تصویر یافت و هماهنگ کرد. چنین بیانی کیفیت ویژه نقاشی ایرانی را به ذهن متبادر می‌سازد که ضمن ایجاد دنیای مثالی، طراحی را در قالب تصویر عینیت می‌بخشد که مبانی نقاشی نو را در خود جای داده است. گوگن در جای دیگر می‌گوید اگر طالب هستید رابطه میان رنگ و فرم را بشناسید و فرا گیرید به بافته‌‌های ایرانی توجه کنید... در این جاست که به صراحت می‌توان عنوان کرد که هنرمندان پیش­رو اروپایی با پشت کردن به معیارهای آکادمیسم ایستای غربی و رویکرد به ارزش‌های تصویر هنر مشرق­زمین توانستند، در سده نوزدهم، راه را برای تکوین هنر نوین باز کنند. پویایی، نوآوری، تحرک و تحول از ویژگی‌های هنر نوین است. ریشه‌های آن را در تصویر سنّتی ایران می‌توان یافت. در تصویر سنّتی احساس می‌شود که هنرمند در حرکت است نگاهش متوقف نیست هم­زمان با آن، موضوع نیز به حرکت درمی‌‌‌آید. با چرخش این دو و دنیای خیال هنرمند، در تصویر، فضایی غیر متعارف و بدیع فراهم می‌آید که هنر نو پیوسته در جست‌وجوی آن است.

در پیرامون تأثیرگذاری هنر و معماری اسلامی بر هنر غرب می‌توان بیش از این سخن گفت و مستندات افزونتر را مورد تحقیق و بررسی قرار داد، لیک به دلیل جلوگیری از تطویل کلام تنها به یکی دیگر از بارزترین و مشهورترین این تأثیرات که الگوگیری سکه‌های پادشاهان اروپایی از سکه مسلمین است اشاره می‌کنیم.

در آغاز این مقال از رشد علوم و فنون اسلامی در اندلس توسط امرایی چون «عبدالرحمن دوم» و «عبدالرحمن سوم» (الناصر) سخن گفتیم. از کارهای مهم عبدالرحمن دوم تأسیس دارالضرب و ضرب سکه‌های طلا و نقره بود. وی دستور ضرب نقش و نگاری جدید بر این سکه‌ها را صادر کرده و بدین ترتیب در یک روی سکه دو نوشته «قل اللهم مالک الملک الی بیدک الخیر» و «الهکم اله واحد لااله الا هو الرحمن الرحیم» ضرب می‌شد و روی دیگر سکه نام امیر در مرکز آن و جمله «لا غالب الا الله» در اطراف آن نقش می‌بست.

به گفتۀ مورخان در همان دوران حضور مسلمین در اندلس و نیز پس از آن، این نقش و نگار حتی با همان آیه‌های قرآنی، مورد استفاده پادشاهان اروپایی و مسیحی بود. به عنوان مثال «آلفونسوی هشتم» (1158-1124) پادشاه کاستیل و لیون سکه‌ای را به نام خود ضرب کرده بود که بر آن چنین جمله‌ای نقش بسته بود:. «amir al katulagin» (امیر الکاتولیکین) و نیز پاپ اعظم در روم سکه‌ای را ضرب نمود که به تقلید از مسلمین اسپانیا، جمله «imam al biahal masihiyah»(امام البیعه المسیحیه) یعنی رهبر کلیسای مسیحیت را بر آن نقش زده بود. اما مهم­ترین این سکه‌ها سکه‌ای است که در تاریخ هنر به سکه «اوفا» پادشاه مرسیا (796- 757) مشهور است و در آن «لااله الاالله و محمد رسول‌الله» کاملاً به چشم می‌خورد. متن و تصویر زیر که در سایت (googel)  تحت عنوان (offa rex) قابل دسترسی است، مستند صریحی بر مطلب فوق است.

the center text reads "there is no deity excepet allah, he is the one and only, he has no partner." the text around the circumference reads "muhammad the messenger of allah, sent him with guidance and true religion to make it victories over all (other) religions". obverse: the center text reads "muhammad is the messenger of allah with the nam of the king offa rex weritten upside down within that text. the text around the circumference reads "in the name of allah. this (coin) was minted in 157 a.h (1576.h. corresponds to 773-774 c. e.).

این سکه هم اکنون در موزه بریتانیا موجود است.

هم­چنین نمونه مشخص دیگر یک صلیب برنجی ایرلندی است که متعلق به قرن نهم میلادی است و در مرکز آن با خط کوفی جمله «بسم‌الله» کاملاً به چشم می‌خورد.

 

منبع: کتاب حکمت هنر، زیبایی (مجموعه مقالات)، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.


 
گستره کار من
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩  کلمات کلیدی:

با درود و آرزوی نشاط برای همه ی دوستان عزیزی که به معماری ایران و جهان مخصوصا معماری شهر بوشهر علاقه دارند می رساند من این وبلاگ را  مجددا راه اندازی کرده و در این گستره در آینده مطالبی را دنبال خواهم نمود.  و ایمیل من  Newhorizonsbushehr@yahoo.com  می باشد  دوستانی که در رشته  معماری تحصیل می کنند و یا علاقه مند معماری سنتی ایران و جهان هستند می توانند با من تماس بگیرند تا در این زمینه آنان را بیشتر راهنمایی کنم .


 
بوشهر و صنعت توریسم
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٤  کلمات کلیدی:

با هوای مطبوع بهاری  سالانه ملیون ها نفر از سراسر کشور برای تعطیلات نوروزی به بوشهر می آیند. با تنوع معماری در بافت قدیم شهر و سابقه مبارزاتی مردم دلیر این استان در رویاروئی با استعمار و از سوئی با وفور گاز این بندر کهنسال جای آن دارد که مسئولان به وضعیت این شهر رسیدگی نمایند. امسال قریب به سه ملیون نفر مسافر نوروزی وارد شهر ما شد. از آنجا که مکان های تفریحی در این شهر نیست مسافران با گله مندی بوشهر را ترک کردند. یکی از درامد های بسیار خوب سالانه بنا به طبیعت روح انگیز بهاری این بندر می تواند جذب توریست داخلی باشد. باید آستین ها را برای ساختن این بندر کهنسال بالا زد. وقت ساختن است.


 
به بوشهر برسید
ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٧  کلمات کلیدی:

به جای سیاست بازی به وضعیت این شهر برسید. با اینهمه ثروت خدادادی و گاز مردم این شهر فقیر ند و خیابانهاش پر از چاله چوله اس. بوشهر در و دیوارش پر شعارهای دروغ است. به این شهر برسید


 
برسی و تحلیل بافت قدیم بوشهر
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی:

 *مهم ترین  خصوصیات بافت قدیم بوشهر از قبیل ، باریک بودن و پرپیچ و خم بودن معابر ، ارتفاع بلند ساختمانها و روشن بودن رنگ و ... می باشد . برخی دیگر از خصوصیات این بافت پرداخته می شود .این بافت طوری بهم پیوسته است که نمی توان براحتی یک بخش را از بخشهای دیگر جدا نمود. در این بافت کوچه های باریک در بعضی نقاط به هم می پیوندند و میدانچه های را به وجود می آورند . دراین قسمت به بررسی محله بندی و نقاط عطف بافت قدیم بوشهر پرداخته می شود . بافت قدیمی بوشهر دارای چهار محله می باشد ، که عبارتند از محله های بهبهانی ، شنبدی ، دهدشتی و کوتی نام گذاری این محلات با توجه به ساکنین اولیه آنها صورت گرفته است .  در زمان بنیان گذاری بوشهر ، هر طایفه و قومی قسمتی از شهر را برای زندگی خود برگزید که این باعث  تقسیم بوشهر به چهار محله اصلی شد .در گذشته هر محله دارای یک نفر سرپرست و بزرگ محله بوده است .ساکنین قدیمی بوشهر طایفه شنبدی بوده اند . و جائی که محله شنبدی قرار دارد تقریبا بهترین جای بافت است ، زیرا هم به دریا نزدیک است و هم بلندترینقسمت زمین در بافت می باشد .و در گذشته محل زندگی ارامنه نیز در این بافت میباشد.                                                                  

 


 
بوشهر در آئینه گردش گری
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٥  کلمات کلیدی:

 برج قلعه خورموج:

این برج بقایای قلعه عظیم خورموج است که در شهر خورموج قرار داراد سبک معماری آن

سلجوقی و متاثر از سبک قلعه سازی دوره ساسانی است که با استفاده ازطاق نماها

و گچ بری در آرایش دیوارها و درون اتاق ها بنا شده است .قلعه خورموج یکی از آثار شکوهمند  تاریخی استان  بوشهر است که طی زمان تغییر یافته و روی به ویرانی گذاشته است در حال حاضر یکی از برج های آن باقی مانده است. 

                                                                                          


 
معماری بوشهر
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٥  کلمات کلیدی:

 کوشک اردشیر:

این بنا بسیارشبیه کاخ اردشیر در فیروزآباد است و از سنگ های نه چندان هموار که با ساروج به یکدیگر چسبیده اند ساخته شده است . زیر بنای کــوشک بصورت صلیب است و بنا دارای طاق های  گهواره ای شکل می باشد در قسمت بالای کوشک ستون سنگی مشهود است که احتمالا برای افروختن آتش ،خبر رسانی یا دیدبانی بوده است. این بنا که در تنگ ارم واقع شده است به احتمال زیاد جای استراحت و محلی برای شکار در دشت بزپر بوده است.    

 

 


 
معماری بوشهر در آئینه ی تاریخ
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٢٦  کلمات کلیدی:

شهر ما بوشهر سابقه ای تاریخی دارد. این بندر پیر روزگاری آوردگاه جنگجویان دلاور این خطه بر علیه استعمار بود و ازسوئی بندرگاه امن تجاری جنوب سرزمین کهنسال ایران است. از خشت و سنگ و طرح بافت قدیم شهر بوشهر می شود استنباط کرد که این شهر برخوردار از معماران با تجربه بوده است. سازمان میراث فرهنگی که در آن دلسوزان فرهنگی کم نیست و دل در گرو سرزمین زیبای ایران دارند با جان و دل در نگهداری از آثار تاریخی بوشهر تلاش می کنند. در کتابچه ای که این سازمان انتشار داده است ( گور دختر) را بنای زیبای تاریخی شبیه مقبره ی کورش کبیر در پاسارگاد اعلام کرده است که قدمت آن به سده ششم قبل از میلاد مسیح برمی گردد. این بنا از ۲۴ قطعه سنگ تشکیل شده است. در سنگ سوراخ هائی تعبیه شده که با بست های آهنی به هم وصل می شوند. در (گور دختر) همچنین عنصر هنر اورار توئی مانند بام شیروانی (دو شیبه ) و نیز عناصر معماری ایرانی معبد چغازنبیل را می توان دید. این بنای ارزشمند در سال ۱۳۷۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.